
برنامه عصر بخیر بچه ها ، از شبکه دو سیما ، از ساعت 15 الی 18 از روز شنبه تا پنجشنبه به صورت زنده پخش می شود . این برنامه مخصوص سنین کودک و نوجوان می باشد . مجریان این برنامه ، سهیل محزون ، فرشاد حسن پور و حسین اکبری هستند . این برنامه شامل چند بخش است . برخی از بخش های آن عبارت است از : گوهر باران ، ایمیل خوانی و ...
نشانی برنامه : تهران - میدان آرژانتین - انتهای خیابان الوند - شبکه دو شبکه کودک - برنامه عصربخیربچه ها
پیامک برنامه عصربخیربچه ها : ۳۰۰۰۰۲۲۳
آدرس پست الکترونیک برنامه عصربخیربچه ها :Asrbekheir@irib.ir
موضوع میزگرد نیم دایره دوم : زمان
زمان یعنی فرصتی که خدا در اختیار ما آدما قرار داده تا توی این دنیا زندگی کنیم و آزمایش بشیم و تجربه کسب کنیم .
این مدت زمان ، می تونه کوتاه یا بلند باشه ولی مهم اینه که ما بتونیم از این مدت زمانی که خدای مهربون در اختیارمون گذاشته به خوبی استفاده کنیم !
توی این دنیا ، همیشه چیزایی واسه ی تجربه کسب کردن هست ولی این ماییم که باید تصمیم بگیریم با توجه به زمانی که داریم دنبال کسب تجربه بریم یا نه ...
اگه بتونیم از زمانمون بهترین استفاده رو ببریم یعنی این که تونستیم از این نعمت بزرگ خدا درست استفاده کنیم و اگه وقتمون رو برای انجام دادن کارای بیهوده تلف کنیم یعنی نتونستیم از نعمت خدا استفاده درستو بکنیم و یه جورایی ناشکری کردیم !
البته ما امروزیا معمولا وقتمونو بیهوده تلف می کنیم ! حالا چی کار کنیم که قدر وقتمونو بدونیم ؟!
به نظر من برای اینکه قدر زمان و وقتمونو بدونیم باید به لحظه ای فکر کنیم که دیگه زمانی برای انجام هیچ کاری نداریم ! شاید با فکر کردن به این موضوع کمی بیشتر قدر وقتمونو بدونیم و برای استفاده خوب از اون برنامه ریزی کنیم .
اگه تونستین توی این میز گردم شرکت کنین !
فعلا !

خوبین ؟!
اومدم سریع میز گرد نیم دایره ای وبمو فعال کنم (!) برم .... امتحانا که فرصت نمی ذاره واسه آدم ! 
اگه اشتباه نکنم باید در مورد موضوع ترس صحبت بشه !
ترس از نظر من :
به نظر من ترس گاهی مواقع خوبه گاهی مواقع بد ! مثلا ترس از امتحان یه ترس بده ... معمولا دانش آموزا به خصوص ما ایرانیا از امتحان خیلی می ترسیم و این برامون جا افتاده که فقط به خاطر نمره خوب گرفتن می خونیم اما اصل قضیه اینه که امتحان همون جوری که از اسمشم پیداست یعنی امتحان کردن خودمون که تا چه حد درسو فهمیدیم پس دیگه ترس و اضطراب چه دلیلی داره ؟! یادمه یه جا یه جمله خوندم گفته بود :
«فقط و فقط از ترسیدن بترس !»
این جمله رو باید واسه ترسای بد مثل ترس از امتحان به کار ببریم چون به نظر من واقعا ترس از امتحان چیز مسخره ایه !!! 
ترس خوبم می تونه مثلا ترس از خشم خدا باشه ! چون ما وقتی از خشم و غضب خدا بترسیم سعی می کنیم گناه نکنیم و کارای خوب انجام بدیم ... این ترس ضرر که نداره هیچ ! سودم داره ...
پس می شه گفت ترس ، همه جائم بد نیست!
بعد از برنامه روز یکشنبه :
آقای محزون ؛ منم با حرف شما موافقم ولی فکر کنم منظورمو درست نرسوندم ! 
به نظر منم ترس به اندازه خودش یه چیز طبیعیه ! توی امتحانم این ترس هست و اگه نباشه امتحان ، هیجان خاص خودشو نداره !
من منظورم از ترس از امتحان ، ترس و اضطراب بیش از حد بود نه ترس طبیعی !!!
چون آدم وقتی سر جلسه امتحان خیلی اضطراب داشته باشه و بترسه یه جورایی هول میشه و از پس امتحان بر نمیاد . این برای خودمم پیش اومده ...
وقتی زیاد از یه امتحان می ترسم امتحانمو خوب نمیدم !
اون قضیه ی بی خیالی از امتحانم که بحث خاص خودشو داره !
من خودم هیچ وقت نسبت به امتحانام بی خیال نیستم ولی ترس و اضطراب زیادی هم از اون ندارم ... 
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم !!! 
در ضمن هر کدوم از دوستان خواننده اگه وقت کردن تو این میز گرد شرکت کنن . 
خب دیگه من رفتم ! خودافظ
خوب و خوش و سرحالین ؟ 
قبل از هر صحبتی برم سراغ داستان امروز زندگیم که خیلی برام جالب بود ...
صبح که از خواب بیدار شدم که برم مدرسه یه احساسی بهم می گفت امروز یه روز متفاوته !
وقتی از خونه زدم بیرون بازم احساسم بهم گفت امروز با بقیه روزا فرق می کنه ... 
رفتم تو مدرسه و زنگ اول تموم شد . زنگ دومم گذشت .
زنگ سوم یه فرق اساسی با بقیه زنگ سومای روزای قبل داشت ! 
هوا یه جوری بود ... یه جور خاص ! زنگ سوم پرورشی داشتیم ...
همه بچه ها به دلیل نا معلومی خوشحال بودن !
آخرای زنگ پرورشی همه بچه ها دور هم جمع شدن و شروع کردن به لطیفه گفتن !!! 
با خودم گفتم : اینا امروز چشون شده ؟
وقتی زنگ آخر خورد که بریم خونه همه بچه ها گفتن چرا امروز زنگ انقدر زود خورد ؟ 
خلاصه اومدم خونه ...
بعد ناهار ساعت 3 رفتم پای کامپیوتر و وقتی پخش
اول عصربخیربچه ها - زنگ کودک شروع شد رفتم ببینم اما نمی دونم چرا حوصله
نداشتم عصربخیربچه ها نگاه کنم !!! 
خلاصه یه 1:30 پای کامپیوتر نشستم که یهو ..... کلمه ی وبلاگ ها رو از توی تلویزیون شنیدم ! 
مثل باد اومدم ببینم چی شده ...!
سل خان و ففرشی داشتن در مورد وبلاگا حرف می زدن که ففرشی گفت حالا اصل مطلب !
بعد اکبری اومد ایمیل خوند و بعد ففرشی و سل خان گفتن ما 10 تا وبلاگ برتر رو انتخاب کردیم !
5 تاشو امروز می خونیم 5 تاشو فردا ! 
و 5 تا وبلاگو خوندن !
خیلی خوشحال شدم . فهمیدم امروز واسه چی هی حس می کردم با بقیه روزا فرق می کنه !...
به مدیرای این 5 تا وب تبریک میگم البته فعلا !
به مدیرای 5 تا وب بعدیم پیشاپیش تبریک میگم !!
از اینکه عصربخیربچه ها داره به قولاش عمل می کنه خوشحالم ... 
شاید بعضیا بگن وبلاگ تو رو نخوندن که انقدر خوشحالی !!!
درسته ...
شاید وبلاگ منو نخونن اما خوشحالم که وب دوستانمو می خونن و همین خوشحالم
می کنه که عصربخیر به قولش عمل کرده ... 
به همتون به خاطر خوش قولی عصربخیربچه ها تبریک میگم و یه بار دیگه به همکارای خودمم که اسمشونو خوندن دو برابر تبریک می گم ... 

در ضمن شرمنده که تو وب خودتون تبریک نگفتم چون درسها اجازه نمیده زیاد پای نت بشینم ... 
خودافظ همگی ! 
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند :خدایا تو كه بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من كه خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد!
«روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت زیاد از
خیابان خلوتی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار
خیابان، پسركی پاره آجری را به سمت آن مرد پرتاب كرد.
پاره آجر به اتومبیل آن مرد برخورد كرد. مرد به سرعت توقف كرد و از اتومبیلش پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه سنگینی دیده است.
به طرف پسرك رفت ...
پسرك گریان و نالان بالاخره توانست توجه مرد
را به سمت پیاده رو جایی كه برادر فلجش روی زمین افتاده بود جلب كند.
پسرك با گریه گفت: آقا انجا خیابان خلوتی
است.
برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین
افتاده و من چون توانایی بلند كردن او را ندارم برای اینكه شما را متوقف كنم مجبور
از پاره آجر استفاده كنم !
مرد بسیار متأثر شد...»
«هرگز در زندگی آنقدر با سرعت حركت نكنید
كه دیگران برای جلب توجه شما، پاره آجر به سویتان پرت كنند.
خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف
می زند.
اما بعضی از اوقات به او گوش نمی دهیم و با
سرعت و همه تلاشمان به دنبال اهداف خود هستیم.
گهگاه برای جلب توجه ما ، خدا مجبور می شود
پاره آجر به سمت ما پرتاب كند ! »
هیچی نمیگم فقط ازتون تقاضا دارم یه کم روی این جمله ها فکر کنین ...

با درس و مدرسه چی کار می کنین ؟
![]()
بریم سراغ دانستنیهای 6 :
- زرافه ایستاده وضع حمل میکند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتی متری به زمین میافتد.
![]()
- ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.
- ۸۵% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.
![]()
- اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد.
- قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است.
![]()
- در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است.
![]()
- هر ۵۰ ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود.
![]()
- خرس قطبی هنگامی که روی دو پا میایستد حدود سه متر است.
- زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند.
- کبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند.
![]()
- میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند ، برای
تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است.
![]()
- هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند.
- اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر و ماده
از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود.
![]()
- رودی در کامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد.
![]()
- در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است.
![]()
- طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است.
- هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور کند.
![]()
- تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است.
- فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف میکند.
![]()
- کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند.
![]()
- همه نوزادان میگو نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند.
- وزن کوه یخی متوسط الحجم بیست میلیون تن است.
- یک قطره آب دارای یک صد میلیارد اتم است.
![]()
- تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.
- حس بویایی خرس تقریبا صد برابر قوی تر از انسان است.
- تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمیرفت .
- مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین پانزده درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود.
![]()
- هر یک لیتر بنزین معادل بیســــــــت و سه و نیم تــــــــن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است.
- آلباتوس که یک نوع مرغ دریایی ست بلندترین بالها را
دارد فاصله دو نوک بالهای او تا دو متر میرسد و درضمن آنها می توانند در
حال پرواز بخوابند.
![]()
- ۱۷ هزار نوع زنبور در جهان شناسایی شده است.
این دانستنیها واسه ی من که خیلی جالب بود امیدوارم واسه شما هم جالب باشه ...
راستی من یه عذر خواهی به همه ی دوستای گلم که اومدن وبلاگم نظر دادن بدهکارم ...
![]()
راستی ......
روز دختر و ولادت حضرت معصومه (س) مبارک
![]()

چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا این جوری نگاه می کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
من از همتون عذر می خوام ...
واسه چی ؟
واسه تاخیرم دیگه ... ![]()
آخه اینترنتم خراب بود ..... ![]()
![]()
![]()
خیلی دلم واستون تنگ شده بود ..........
ببخشید ... ![]()
تا همین دیروز پریروز قصد داشتم یه تولد خوشگل واسه عصربخیربچه ها بگیرم و همه رو دعوت کنم ...
![]()
امروز متوجه شدم 5 تا از دوستام( بیتا ، مهسا ، آناهیتا ، پگاه و مهسا.د ) یه وب زدن واسه تولد عصربخیربچه ها ...
![]()
تولدشون عالی بود و می شد با همون تولد کلی شادی کرد ...
آدرس وبشون : http://asrbekheir-tavalod.blogfa.com
اگه سر نزدی سر بزن .
تولد عصربخیربچه ها رو تبریک میگم
![]()
امیدوارم خوش باشین و بهتون خوش بگذره .
و البته یه ندانستنیهای خوشگلم گذاشتم که توصیه می کنم روش فکر کنید ...
"این داستانی است در مورد چهار نفر به نامهای همه، بعضی ها، هر کس، هیچ کس. کار مهمی باید انجام می شد و همه مطمئن بودند که بالاخره بعضی ها آن را انجام می دهند. در حقیقت هر کس می توانست آن را انجام دهد، ولی هیچ کس چنین نکرد. بعضی ها از این موضوع عصبانی شدند زیرا این وظیفه همه بود. همه فکر می کردند هر کس می تواند آن را انجام دهد ولی هیچ کس تشخیص نداد که همه آن را انجام نخواهند داد.
این داستان این طور خاتمه یافت که همه بخاطر اینکه هیچ کس کاری را که هر کس می توانست انجام دهد، انجام نداده بود، بعضی ها را مقصر دانستند!"
( لویی پاستور)
و از دوستان گلم که اون وب خوشگل رو واسه تولد عصربخیربچه ها درست کرده بودن و کلی بهش رسیده بودن واقعا تشکر می کنم ...
![]()
خدافظ ...
اول عکسا :
1- تولد 1 سالگی عصربخیربچه ها 11 شهریور برگزار میشه ...
البته تولد اصلی عصربخیربچه ها امروز بود چون روز فیلم برداری و تهیه این برنامه امروز بوده اما قراره یازدهم تولد 1 سالگی بگیرن !
2- برنامه های ویژه ی ولادت امام حسن مجتبی (ع) از جمله فیتیله ، خاله شادونه و ...
عصربخیربچه ها با ململ ... شبکه دو با ململ ... اوره اوره اوره با ململ ..... إ ببخشید جَو گیر شدم .
![]()
و عصربخیربچه ها با حضور ململ اجرا می شه ...
3- ......... إ چرا یادم نمیاد ؟
![]()
اهان یادم اومد ... چرا همچین چیز به این مهمی یادم رفت ؟؟؟
![]()
همونطور که حتما متوجه شدین یه چت اختصاصی مخصوص عصربخیری ها و البته غیر عصربخیری ها به کمک یه دوست بسیار خوب ، درست شده که می تونیم اونجا با هم چت کنیم ...
آدرسشم بالای وبم نوشتم اگه خواستی بیا ...
![]()
امیدوارم از این آپ خوشتون اومده باشه چون با کلی زحمت اونو نوشتم ...
![]()
می دونی چرا ؟؟؟
چون یه بار تا ته این اپ رو نوشتم اما وقتی ثبت مطلب رو زدم ثبت نشد ...
![]()
مجبور شدم دوباره از اول بنویسم ...
![]()
امیدوارم عصربخیربچه ها برای یه بارم که شده جواب ایمیلم رو بده یا حداقل ایمیلمو بخونه ...
![]()
اومدم تا عکسای جدید عصربخیربچه ها (زنگ کودک) توی ماه مبارک رمضان رو بذارم امیدوارم خوشتون بیاد . ![]()
ظریف و عروسک ها ( رمضون و گلاب )
خوشتون اومد یا نه ؟؟؟ ![]()
نه ... ![]()
توی اپ بعدی عکسای زنگ نوجوان عصربخیربچه ها رو میذارم ![]()
![]()
در ضمن دیروز توی زنگ نوجوان ففرشی سؤالی پرسید که من جواب سؤالش رو میدونم ... ![]()
پرسید چرا توی جومونگ ، به هم دیگه سلام نمی کنن ؟ ![]()
من جواب سؤالش رو می دونم .![]()
جواب سؤالش اینه که کره ای ها به جای سلام کردن به هم تعظیم می کنن ! 
آقا فرشاد حالا جواب سؤالتون رو گرفتین ؟؟؟ ![]()
توی کره ، هنوز که هنوزه رسمه که به جای سلام و خداحافظی کردن تعظیم کنن ...
خب من دیگه باید برم امیدوارم آقا فرشاد ، جواب سؤالشون رو بخونن ! ![]()
به قول ململ : مینا دوره میره .. نگو فردا دیره .. میره و برمیگرده .. میره و برمیگرده
فعلا خودافظ ! ![]()
عصربخیربچه ها هم که طوفانی تر از همیشه قراره بیاد ...
![]()
خب اینم ندانستنیهای 3 :

ندانستنیها
مثــل مــداد بــاش !
پسرک از پدر بزرگش پرسید :
- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست
که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :
صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی
وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه
باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده
کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود (
و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج
هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن
استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای
اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.
صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان
هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر
کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

خب دیگه چی کار می کنین ؟
توی آپ بعدی عکسای جدید عصربخیربچه ها ( در ماه رمضان ) رو واستون میذارم
![]()
یه نقد!
اما...!
نقد اینبار فرق داره چون گروهیه! یه نقد گروهی!![]()

ما برنامه رو نقد کردیم اما یه نقد دوستانه نه توهین آمیز نه هر چیز دیگه ای...![]()
تصمیم گرفتیم که این "نقد نامه" رو فقط تو وبلاگهامون بذاریم، و برای برنامه ارسال نکنیم...
بنابر گفته های-و خواسته های- منتقدین، اگه عصر بخیر بچه هایی ها واقعا به وبلاگ ها میان، این مطالب رو خواهند خوند...
و ما وبلاگ نویسان -و منتقدین!- از عصر بخیر میخوایم که حتما جواب این نقد نامه رو بده...
یا تو نظرات وبلاگ...
یا تو برنامه...
در غیر اینصورت به ما ثابت میشه عصر بخیر به وبلاگها نمیره و ما برخورد خواهیم کرد!![]()
(چون کلی برای وبلاگهامون زحمت کشیدیم!
)
اسامی منتقدین(روی هر اسمی که کلیک کنید به وبلاگش خواهید رفت):
بیتا ، غزاله ، پری ،آناهیتا ، مهسا.د ، مهسا ، الهه ،مینا فیاضی
نقد کلی:
شاید
همه ی ما فکر میکردیم که دیگه هیچ برنامه ساز و مجری نتونه برنامه ای مثل
سری برنامه های داریوش فرضیایی که سال هاست با نام«عموپورنگ»او را
میشناسیم را بسازد و یا حتی محبوبیتی مانند محبوبیت او را بدست
آورد.محبوبیتی که سال هاست مجریان گوناگون با برنامه های مختلف به دنبال
آن بودند که این اتفاق نیفتاده بود تا شهریور 1387 که شبکه ی 2 به شبکه ی
کودک تبدیل شد.
در
شهریور 1387 برنامه ای با عنوان عصربخیر بچه ها دارای 3 قسمت برای 3 رده ی
سنی خردسال،کودک و نوجوان .بعدها بخش خردسال از آن جدا شد و تا کنون
برنامه فقط برای سنین کودک و نوجوان اجرا می شود. دراوایل
برنامه چهره ی کیوان ساکت اف که چندی قبل او را در برنامه ی عصر جدید از
شبکه ی دو سیما و برنامه های دیگری در شبکه های جام جم و شبکه یک سیما
دیده بودیم،به چشم می خورد.اما چهره جدیدی هم در کنار ساکت
اف شروع به فعالیت کرد.چهرهای که تا آن زمان او را ندیده بودیم و بسیاری
از مخاطبلن برنامه به دنبال نام او بودند.این مجری کسی نیست جز«سهیل
محزون»یکی از بهترین های عرصه ی تئاتر که حالا یکی از بهترین مجریان
برنامه است.نکته ی جالب درمورد محزون سن اوست.او با26،25 سال سن توانسته
ارتباط بسیار خوبی با مخاطبان کودک و نوجوان خود برقرار کند.اما یکی از
دلایل اجرای خوب او اعتماد به نفس بالای اوست که در بداهه گویی ها وشوخی ها (تیکه پرانی ها به فرشاد حسن پور) کمک زیادی به او می کند. حضور
ساکت اف در این برنامه باعث شد تا طرفداران برنامه های او پای گیرنده های
خود بنشینند.چندین ماه گذشت و ساکت اف از برنامه جدا شد.با رفتن ساکت اف
اتفاقات عجیبی در عصربخیر بچه ها افتاد و عصربخیر توانست محبوبیت برنامه
های داریوش فرضیایی را بدست آورد.البته باید گفت که باوجود عصربخیر هنوز
از تعداد طرفداران ومحبوبیت برنامه ی فرضیایی کاسته نشده.
حذف
شدن بخش خردسال و انتقال آن به برنامه های صبحگاهی شبکه کودک یک قدم مثبت
برای عصربخیر بود تا بیشتر به موضوعات مخصوص این دو رده ی سنی رسیدگی کند.
بعد
از مدتی در کنار محزون یکی از بازیگران آیتم نمایش شروع به فعالیت کرد.به
گفته ی این مجری(فرشاد حسن پور) اولین اجرای زنده ی او در حرم امام
رضا(ع) بوه که محزون در کنار او نبوده او باید با استفاده از تجربیات
قبلیش در اجرا و بازیگری برنامه را اجرا کند.شاید یکی از دلایل اصلی این
که فرشاد حسن پور رو توی دو بخش کودک و نوجوان میبینیم این باشه که حسن
پور تونسته استعدد و توانایی اش را به کارگردان برنامه ثابت کنه.لازم به
ذکره که این مجری از فن بیان فوق العاده ای برخورداره و یکی از محور های
اصلی اجرا در این برنامه است.گذشته ی او در تئاتر نشان گر اینه که او
لیاقت و شایستگی این موقعیت و موفقیت را دارد.
بعد
از مدتی هم حسین اکبری به عنوان مجری به این برنامه اضافه شد.حسین اکبری
هم مانند دو مجری دیگر از بازیگران خوب تئاتر است که با اجرا در عصربخیر
طرفداران زیادی پیدا کرده است. بعد ها ابولفضل آقاخانی
گوینده ی خوب و با استعداد رادیو ایران هم به این برنامه پیوست.علاوه بر
او علیرضا نیکخواه اجرای آیتم های نمایش را به عهده گرفت.
و
بعد از مدتی عروسکی (مل مل) به جمع عصر بخیری ها پیوست که طرفداران بسیاری
رو جمع کرد و باعث شد خیلی از کسانی که عصر بخیر بچه ها رو نگاه
نمیکردند،طرفدار این برنامه بشن...
صدا پیشه ی این عروسک دوست داشتنی خانم "مریم احمدی" و عروسک گردان و سازنده اش خانم "آزاده محمدی" هستن
2 تا نکته جالب عصربخیر بچه ها:
1-یکی از این نکات برخورد این مجریان با کودکان است.22 خرداد 1388 که عصربخیر در میدان نبوت برنامه زنده داشت من هم با توجه به دلایلی اونجا بودم و شاهد برخورد خوب مجریان مخصوصا سهیل محزون با کودکان حاضر در میدان نبوت بودم
2–یکی دیگه از این نکات سفر های عصربخیربچه ها به شهرهای کشورمون با توجه به مناسبت های مختلف و تهیه ی گزارش از این مناطق است.
عصربخیر بچه ها نکات مثبت و منفی زیادی داره وباید به این نکات رسیدگی بشه.ولی در کل برنامه ی خوبیه. در آخر آرزوی موفقیت روز افزون برای مجریان و تمام عوامل این برنامه به خصوص محمود سلامیان دارم و امیدوارم این برنامه هر روز بهتر از دیروزش بشه.
و اما چند انتقاد کوچک...
۱.مدت زمان کل برنامه 3 ساعت بود بعد قرار شد برنامه از 16:10 باشه تا 18:45! اما الان از 16:20 تا 18:30 هست.
از آقای میرکیانی و برنامه ریزان خواهش مندیم مدت زمان رو افزایش بدن.
ولی قبلا که 3 تا ۶ بود واقعا بهتر بود...چون الان ما بیشتر عصرمون پای تلویزیونیم و این واقعا ضرر میرسونه![]()
۲.یکی از مشکلات مشکل عصربخیربچه هاپخش کردن برنامه های خیلی طولانیه
۳.تو زنگ نوجوان کارتون طولانی زیاد پخش نکنن
۴.کارتون های بخش نوجوان واقعا بچه گانست... 

۵. زمان بخش نوجوان اونقدر کم شده که متاسفانه مجریان نمی تونن خیلی خوب به موضوع بپردازن و بینندگان مطلب خاصی دستگیرشون نمیشه...!
۶.در برنامه لطفا نماآهنگ پخش بشه...آهنگ ها هم تکراری هستن!
۷.هر سه مجری با هم اجرا کنند،به قول یکی از دوستامون با هم که میان یهو موضوع از دستشون در میره و به حاشیه کشیده میشه...
از طرف دیگه با هم که هستن برامه شادتره... و هم تبادل نظرات بیشتر میشه...


۸.یکی از مشکلات عصر بخیر اینه که تو برنامه حرفای خیلی قشنگ زده میشه اما پراکنده یه مقدار از اینجا میگن یه مقدار از اونجا...
۹.به تمام وعده هاتون عمل کنین بعد قول بعدی رو بدین!
۱۰.قول چندتا وله داده بودن که به جای کارتون تو بخش نوجوان پخش بشه پس چی شد؟
۱۱.به بعضی از بخش های برنامه توجه نمیشه،یا بعضیاشون رو فقط یکی دو بار -کلا!- پخش کردین،چرا؟!
۱۲.توی برنامه فقط 5شنبه ها که مهمون دعوت نمیشه وقت میکنین راجب موضوع حرف بزنین پس توی این وقتتون ایمیلهم خونده بشه...
۱۳.وقتی
خسته از بیرون میام برنامشون اصلا تاثیری نداره.من فکر میکنم اون موقع که
کیوان هم بود بهتر بود چون که شوخی های بامزه ای با هم میکردن و آدم شارژ
میشد و اصلا هم حاشیه نمیرفتن...(بهتره فرشاد و حسین هم اینجوری باشن!
شاد!)

۱۴.برنامه ریزی جوری باشه که هم به مهمون برسن، هم ایمیل و هم موضوع!
۱۵. چرا
حتی آدرس وبلاگ ها رو نمیخونن؟در شانشون نیست؟یا ما بیکاریم؟! داقل آدرس
وبلاگهاروبخونن تا بدونیم اصلا میدونن ما داریم جون میکنیم
۱۶.ایمیل نمیخونن یا وقتی هم که میخونن توجهی نمیکنن، مثلا "لاکپشتای نینجا" یا اینکه دکور قبلی بهتر بود...
۱۷.اگه اینهمه میگن ایمیل بدین بدین! خب عمل کنن...
۱۸.لطفا خانوم فعال دو روز در هفته به برنامه بیان!
۱۹.به نظر من که اگه سهیل ثابت باشه برای یه مدت بهتره تنوع میشه

۲۰..گاهی اوقات در برنامه عکس های زیبا، جالب و عجیب نشون بدن... 
۲۱.پرداختن
به موضوعی مثل "شانس" که در برنامه های دیگه کمتر از اونا صحبت میشه یا
اصلا صحبت نمیشه، عالی بود...خواهشمندیم باز هم به این دست موضوعات
بپردازید.
۲۲.عصر بخیر بچه ها تو قانع کردن هم اصلا استاد نیست...
![]()
۲۳. نوجوان باید شاد باشه...الحمدالله هر سه تاشون که بلدن شاد اجرا کنن...
انتقاد از مجری های برنامه
سهیل محزون:
خیلی جدی اجرا میکنه اما خوب...اوایل تو زنگ نوجوان شاد اجرا میکرد اما حالا خیلی جدی و این زیاد خوب نیست![]()
همیشه سهیل -تو زنگ نوجوان-نقش یه آدم + و با معلومات رو بازی میکنه(البته خودشونم اینجورین!) ولی بهتره گاهی تنوع بدن...![]()
چرا سهیل اینقدر به فرشاد زور میگه!؟![]()
![]()
فرشاد حسن پور
همیشه تو زنگ کودک نقش یه آدم + و با معلومات رو بازی میکنه و تو نوجوان نقش یه آدمی که از رو ندانستن کاری کرده و این باعث یه جور شدنش میشه!-تنوع!-![]()
اول به حرفی که میخواد بزنه فکر کنه بعد بگه...![]()
چرا فرشاد جواب سهیل رو نمیده!؟![]()
![]()
حسین اکبری
زنگ کودک همیشه نقش کسی که از ندونست کاری رو کرده را بازی میکنه و این باعث یه جور بودنشه...
تنوع!
اول به حرفایی که میخواد بزنه فکر کنه بعد اونو به زبون بیاره...![]()
در کل:
اول رو حرفشون فکر کنن بعد بگن تا به نقاشی مردم نگن زشته یا بچه مردم رو به مل مل شبیه ندونن!![]()
چند پیشنهاد
۱.روز تولد عصر بخیر از عوامل برنامه دعوت بشه تا با اونا بیشتر آشنا شیم به خصوص خانم " آزاده محمدی" و خانم"مریم احمدی"...
۲.از گوینده ی چند بخش یادگاری -ناصر کاظمی- دعوت بشه...
۳.از دوبلور های کارتون پر طرفدار "لاکپشت های نینجا" دعوت بشه -آقایان سعید شیخ زاده و علیرضا باشکندی و ...-![]()
دوباره میگم!
عصر بخیر بچه ها!
اگه به وبلاگ ما ها میای...
اگه مطالب وبلاگ هامون رو میخونی...
جواب این همه انتقاد های ما رو بده!
یا تو نظرات وبلاگهامون...
یا تو برنامه...
در غیر اینصورت ما تصمیم جدی میگیریم!
یک جواب!
مهمونای برنامه توی قطار اختصاصی یویو !
یویو چرا می ترسی ؟؟؟ ململ پیش توئه !!!
با توجه به نظر خودم و بیشتر دوستان قالبم رو عوض کردم .
قالب خوشگلیه نظر شما چیه ؟
خب امروز یه عیدی دیگه ( به غیر از تغییر قالبم ) دارم به مناسبت 12 مرداد ، یعنی ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان ، که به همتون تبریک میگم . 
و البته .......
برای روز ولادت حضرت قائم (ع) که پیشاپیش تبریک میگم ، برنامه ویژه ای دارم و شاید یه عیدی دیگه !!! 
خیلی خب فعلا این از عیدی این بار
:
Powered by : قالب و كدهاي جاوا
خب من رفتم . راستی حتما روی عیدی من کلیک کن . مطمئن باش مثل اون دفعه نیست . اگه مثل اون دفعه بود من ...
من... 
.
.
.
من هیچ کاری نمی کنم فقط واست آرزو می کنم که حتما روی عیدی من کلیک کنی .
اگه کلیک نکنی دیگه ... 
نه شوخی کردم .
اگه مثل اون دفعه بود من 1 روز از دیدن عصربخیربچه ها محروم میشم خوبه ؟!
بای . 
ندانستنی شماره 2 :
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصفمی كردند . یك
روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او
خانواده بزرگی را اداره می كند . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد
و روی محصول او ریخت .
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :(( درست نیست
كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده
و باید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد
و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر
مساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر
برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه
هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند .

خوب هستی که ؟
خدا رو شکر .
امروز یه جشــــــــــــــــــــــــن داریم ... 
یه جشن دو منظوره !!! 
یکیش به خاطر عید مبعث که پیشاپیش تبریک می گم .
یکیشم واسه بازگشت حسین اکبری بعد از یه مدتی غیبت . 
پس تو جشنم شرکت کن .
اینم یه عیدی خیلی خیلی خیلی باحال واست .
فقط روش کلیک کنی تا فردا شب ... !
خب دیگه موفق باشی جشن بهت خوش بگذره .
Powered by : قالب و كدهاي جاوا
به دلیل عدم حضور چند روزه حسین دربرنامه عصر بخیر کلیه وبلاگهای این برنامه مباحث خود را تعطیل می کنند.
یویو خان برگشت اعتصاب دیگه بی اعتصاب ...
اینم یه عکس از پرواز گل هفته پیش :


راستی ... درگذشت استاد آذریزدی رو به همتون مخصوصا عصربخیربچه هاهی ها تسلیت عرض می کنم . ![]()
اینم یه زندگی نامه مختصر از ایشون :

«مهدي آذر يزدي سال 1301 در محله خرمشاه يزد متولد شد
آذريزدي كه او را پرتيراژترين نويسندهي تاريخ ادبيات كودك و نوجوان ايران ميدانند، در مجموع، بيش از 20 عنوان كتاب براي بچهها نوشته است.
چند جلد «قصههاي خوب براي بچههاي خوب» نوشته و «قصههاي تازه از كتابهاي كهن» را از «قند و عسل» شعر گفته و از «گربهي ناقلا» و «گربهي تنبل»، داستان.
براي «بچه خوب»، «مثنوي» سروده و «مجموعه قصههاي ساده» را نوشته و البته براي بزرگترها هم «مثنوي» مولوي را تصحيح كرده است، كه ميگفت، برايش ادعاي زيادي هم دارد.
پيرمرد تنها در سالهاي پاياني عمر از كنج اتاقش با ديوارهاي كاهگلي و انبوه كتاب و سكوت از كوچه پسكوچههاي محلهي قديمي خرمشاه يزد هر از گاهي به تهران و نزد فرزندخواندهاش به كرج ميآمد و دوباره هواي شهر خود را ميكرد.
بعد از 50 سال زندگي در تهران، به يزد كه برگشت، فكر ميكرد در محيط ساكت و آرام، كارهاي نيمهتمامش را تمام ميكند و فكرهايش را براي بچهها روي كاغذ ميآورد؛ اما زماني اصلاً دلش نميخواست كار كند.
در ديداري در سال 83 ميگفت، از وقتي چند سالي به خاطر يك واژه، چاپ كتاب «گربهي تنبل»اش با وقفه مواجه شد، دلسرد شده است. ميگفت، بنويسد كه چه شود؟ دوباره چند سالي معطلي و تغييري ناخواستني؟!
او شرط كتابخوان شدن را برداشتن مميزي عنوان ميكرد.
بزرگترين لذت زندگي آذريزدي، كتاب خواندن بود و ميگفت، هراسم از اين است كه عمرم به پايان برسد و حسرت كتابهاي نخوانده را با خود به همراه داشته باشم.
در واقع، تنها لذت زندگياش، كتاب خواندن بود و عنوان ميكرد: سرم را كه توي كتاب ميكنم، مثل يك آدم مست، دنيا روي سرم خراب ميشود. اين تنها لذتي است كه ميشناسم.»

و حالا افتتاح یه قسمت جدید توی این وب : 
با نام ندانستنیها ( به پیشنهاد دوست عزیز بابانوئل ) .
ندانستنیها در واقع داستان هایین که زیبا و پند آموزن و تقریبا یه جور دانستنی به حساب میان با این تفاوت که اکثرا تکراری نیستن و به عبارتی ما تا به حال اونارو نمی دونستیم ( البته امیدوارم !!! )

و هم اینک ندانستنیهای این آپ شروع می شه ... دریــــــــنگو دریـــــــــنگو ...!
«یک گروه از دانش آموزان درباره هفت چیز عجیب مورد بحث در دنیای امروز به بحث پرداختند . اگر چه مخالفت هایی بود اما در ادامه به معرفی آنهایی می پردازیم که بیشترین رای را آورده باشند :
1- اهرام مصر ، 2- تاج محل ، 3- دره های عمیق ، 4- کانال پاناما ، 5- مجموعه سازهای امپراطوری ، 6- قصر سلطنتی سنت پطرز ، 7- دیوار بزرگ چین .
پس از جمع آوری آراء توجه معلم به یکی از دانش آموزانی که هنوز نوشته اش را تمام نکرده بود جلب شد ؛ پس از دانش آموز پرسید :(( آیا مشکلی هست ؟)) ( یا به قول ململ : مشکلی هست آیا ؟! ) آن دختر جواب داد :(( بله ، یه کم . چون تعدادشان زیاد بود من نتوانستم روی همه آنها فکر کنم . )) معلم گفت: (( خب به ما بگو تو چی نوشتی ؟ شاید ما بتوانیم به تو کمک کنیم . ))
آن دختر تاملی کرد و گفت : (( من فکر می کنم که هفت چیز عجیب دنیا این ها هستند :
1- دیدن ! ، 2- شنیدن ! ، 3- لمس کردن ! ، 4- چشیدن ! ، 5- احساس کردن ! ، 6- خندیدن ! ، 7- دوست داشتن !
( اگه گفتی چرا قرمز نوشتم ؟! بذار داستان تموم بشه می گم ... )
کلاس آنقدر ساکت شد که حتی صدای افتادن یک سوزن را هم می شد شنید ! چیزهایی که ما ساده و معمولی می دیدیم به راستی که عجیب بودند !»

خب حالا میگم چرا دوست داشتن رو قرمز نوشتم ! یه خرده فکر کن شاید بفهمی ...
فکر کن .
.
.
.
نمی دونی ! الان می گم . وقتی داشتم روی داستان فکر می کردم متوجه شدم که اگه تمام عجایب اون دختر رو با هم مخلوط کنیم می شه دوست داشتن !!! یه خرده روش فکر کن متوجه می شی ...
خب دیگه امیدوارم از این آپ خوشتون اومده باشه ...
خب ما رفتیم . خودافظ 
اینم دانستنیهای شماره ۵ :
- وقتی به خورشید نگاه می کنید ، ۸ دقیقه قبل از آن را دیده اید !
- ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه مقاوم اند .
- تنها موجودی که نمی تواند بپرد فیل است .
- زمین در آغاز پیدایش ۲ هزار بار بزرگ تر از حجم کنونی اش بود !
- قلب وال در هر دقیقه ۹ بار می زند .
- خورشید ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگ تر از زمین است !
- اسکیموها هم از یخچال استفاده می کنند منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن !!
- "چانویویا" نام مراسم چای خوری چینی هاست که چهار ساعت طول می کشد !!
و اینم چند جمله قصار :
- نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی و نه بلبل باش که گفته خود را هدر دهی .
- گریه چرا ؟ فتح را آرزو کنید .
- یک اراده تسلیم ناپذیر ، بر همه چیز ، حتی بر زمان پیروز می شود .
- انسان هوشمندی که تنها به دانش خود می نازد ، مانند شخص زندانی است که به بزرگی زندانش افتخار می کند .
خداحافظ تا بعد .... ![]()
با طوفان عصربخیربچه هایی چی کار می کنین ؟
ما که دیشب کلی باد و طوفان داشتیم بعدم امروز ظهر تا قبل شروع شدن عصربخیربچه ها یه خرده بارون اومد . 
راستی یه سؤال : لاک پشت نینجا رو دوست دارین ؟ 
حتما دوست دارین چون امروز اِنقدر درخواست پخش لاک پشت نینجا داده بودن که سل خان اعصابش خورد شده بود 
شما مجری های عصربخیربچه ها رو به کدوم شخصیت های لاک پشت نینجا تشبیه می کنین ؟
مجری ها یعنی سهیل محزون و حسین اکبری و فرشاد حسن پور و ... اگه کسی بتونه ململ رو به یکی از شخصیت هایی که واقعا شبیه ململ باشه تشبیه کنه یه جایزه بهش می دم 
در مورد خبرنامه هم تا وقتی که حداقل ۵ نفر عضوش نشن هیچ خبری ارسال نمی شه .
اینم یه حدیث :
راستی ، نیکوترین راه ، و دانش ، بهترین راهنما است .
حضرت علی (ع)
دفعه بعد با دانستنیها و جملات قصار میام پس فعلا بای ... 
- صرف یک صبحانه کامل تاثیر زیادی در کاهش وزن دارد . ![]()
- کلمه قرآن در خود قرآن حدود ۵۵ بار و در نهج البلاغه نیز همین تعداد (۵۵) آمده است . ![]()
- عمر مگس ها فقط ۱۴ روز است . ![]()
![]()
- شترمرغ قادر است با سرعت هفتاد کیلومتر در ساعت بدود . ![]()
- جمعیت سگ ها در پاریس ، بیشتر از انسان هاست . ![]()
- روباه ها همه چیز را خاکستری می بینند . ![]()
و یک جمله زیبا از لقمان حکیم :
- ای فرزند ، ادب فراگیر و دل را به نور ادب روشنی بخش ، زیرا دل بزرگتر است از اینکه پلیدی بر او وارد گردد .
اینم چند جمله قصار :
- هیچ وقت نمی توان با مشت گره شده ، دست کسی را به گرمی فشرد .
- یا آن چنان باش که نشان می دهی یا آن چنان باش که هستی .
- هیچ شعری شاعر ندارد ؛ هر خواننده ای شاعر آن لحظه ی شعر است .
بای بای تا بعد 
امروز خیلی نا امید شدم و یه آه گنده کشیدم ... آخه یادتون میاد که ؟! قبلا عصربخیربچه ها ، پنجشنبه ها بدون دکور بود و برای همین ململ خان نمیومد ...
حالا دوباره پنجشنبه که شد دیدیم ففرشی تک و تنها سلام کرد و گفت که حسین نمیاد من تکی برنامه رو اجرا می کنم ( آخه وقتی دکور ندارن می دونین که ؟؟؟ ) ...
حسابی دلم گرفت . با خودم گفتم حتما ململم نمیاد پس بهتره من برنامه رو نگا نکنم که به قول ململ ییهو شدم . ململ اومــــــــــــــــــــــــــــــــد . درسته یویو نیومد اما ململ اومد . 
خیلی خوشحال شدم و تصمیم گرفتم برنامه رو تا آخر نگا کنم .
توی این مدت ململ و ففرشی همش با هم دعوا کردن
اما برای من این چیزا مهم نبود .
با اینکه خیــــــــــــــــــلی خوابم میومد نتونستم از برنامشون بگذرم .
حالا از این حرفا بگذریم .
بریم سراغ یه جمله زیبا :
آدم های خوب ، به جای تغییر دادن دنیا سعی می کنند خود را تغییر دهند .
راستی یه آهنگ دیگه از گوهر باران رو برای دانلود گذاشتم اگه خواستین دانلود کنین .
عضویت توی خبر نامه فراموش نشه ها . 
بای بای تا بعد .
وا .. چیه خب چرا وایسادی ؟؟؟ برو دیگه ...
نه إوا ... کجا داری می ری ؟ 
منظورم این بود برو عضو خبرنامه شو ... لطفا . 
خب دیگه من برم ؟
نرَم ؟
چی کار کنم ؟
...
...
می رم اما ... 
اما زود برمی گردم باشه ؟ این دفعه که برگشتم با دانستنیها میام خوبه ؟ 
بای















این نوشته تقدیم به همه عصربخیری های گل و همه دست اندر کاران زحمت کش برنامه عصربخیربچه ها .
یه سلام به همه اونایی که کارنامه یه سال تلاششونو گرفتن البته یه وقت خدایی نکرده این کارو نکنینا !

زیادم پای رایانه نشینین وگرنه این بلا سرتون میاد : 
بشینین پای عصربخیربچه ها
باشه ؟
یه قسمت جدید به عصربخیربچه ها اضافه شده به نام صفحه موفقیت ... توی این آیتم ، مجری ها به چیزایی اشاره می کنن که به موفقیت برسیم ...
عصربخیربچه ها قراره به شهری که اکثریت بهش اشاره کردن سفر کنه . 
راستی نظراتی که در پایین وبلاگ بود به روز شد .
نظری انتقادی چیزی نداری ؟
اگه داری بگوها !!!
اگه نگی واقـــــــــــــــــــــــــــعا خسیسی . 
از مسئولان محترم برنامه هم خواهشمندیم گه گاهی به نظرات پایین وبلاگ سر بزنن ... 
خب دیگه من باید برم 
بهتون خوش بگذره 
بای بای
برای دانلود آهنگی از پرواز گل روی لینک زیر کلیک کنین .
( قابل توجه کسانی که گفتن این چه کاریه ؟! ما خودمون ضبط می کنیم وقتمون رو تلف نمی کنیم باید بگم این آهنگ اولی حدود ۲۶ ثانیه هست بنابراین حتی با اینترنت کم سرعت به راحتی قابل دانلوده ...
)
دانلود آهنگ پرواز گل 1 (کلیک کنید )
خسته نباشین .
یه سال تحصیلی دیگه هم تموم شد .
البته خودمونیما زیادم بد نشد ![]()
عوضش دیگه نه امتحانی هست نه درسی ...
با خیال راحت می شینیم پای عصربخیربچه ها ![]()
مگه نه ؟

امیدوارم هممون توی امتحانا موفق بشیم ![]()
بدرود
کسایی که دوست دارن آهنگ تیتراژ عصربخیربچه ها رو دانلود کنن روی لینک زیر کلیک کنن ...
اگه نظری در مورد آهنگ داشتین یا مشکلی در دانلود آهنگ ایجاد شد حتما بگین .
دانلود آهنگ عصربخیربچه ها (کلیک کنید )
اینم یکی از آهنگای گوهر باران : ( منتظر بقیه اش هم باشین ... )
عکسهای زیبایی هستن . از وبلاگ http://aksha.ir تشکر می کنم که این عکسای زیبا رو در اختیارم قرار دادن .
لطفا نظرتونو راجب این عکسا بگین .
مجری ها در زنگ کودک : حسین اکبری و فرشاد حسن پور و ململ
مجری ها در زنگ نوجوان : سهیل محزون و فرشاد حسن پور
موضوع در زنگ کودک : ورزش
موضوع در زنگ نوجوان : اندیشه و عمل
مهمان ویژه : خانم میر سجادی
۸ / مرداد / ۸۸ ( پنجشنبه ) :
مجری ها در زنگ کودک : حسین اکبری و فرشاد حسن پور و ململ
مجری ها در زنگ نوجوان : سهیل محزون و فرشاد حسن پور
موضوع در زنگ کودک : ململ کشون
موضوع در زنگ نوجوان : رسیدن به موفقیت
۷ / مرداد / ۸۸ ( چهارشنبه ) :
مجری ها در زنگ کودک : حسین اکبری و فرشاد حسن پور و ململ
مجری ها در زنگ نوجوان : سهیل محزون و فرشاد حسن پور
موضوع در زنگ کودک : لولو !
موضوع در زنگ نوجوان :
مهمان ویژه :
۶ / مرداد / ۸۸ ( سه شنبه ) :
مجری ها در زنگ کودک : حسین اکبری و فرشاد حسن پور و ململ
مجری ها در زنگ نوجوان : سهیل محزون و فرشاد حسن پور
موضوع در زنگ کودک : خجالتی بودن
موضوع در زنگ نوجوان : -
مهمان ویژه : خانم فعال
۵ / مرداد / ۸۸ ( دوشنبه ) :
مجری ها در زنگ نوجوان : سهیل محزون و فرشاد حسن پور
موضوع در زنگ نوجوان : تصمیم گیری
مهمان ویژه : علی قادری
۴ / مرداد / ۸۸ ( یکشنبه ) :
مجری ها در زنگ کودک : حسین اکبری و فرشاد حسن پور و ململ
موضوع در زنگ کودک : دوستی
ادامه مطلب...








